تبلیغات | وبلاگ دخترایرونی |
| چارلی چاپلین به دخترش:
تا وقتی قلب عریان كسی را ندیدی
بدن عریانت را نشانش نده!
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که
معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن
قلبت را خالی نگه دار اگر هم
یه روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی
سعی كن كه فقط یك نفر باشد به او
بگو كه تو را بیش تر از خودم وكمتر
از خدا دوست دارم زیرا كه به خدا
اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم
|
| نویسنده |
|
دخترایرونی (213) |
| موضوعات |
|
عمومی (125) عکس (3) شعر (78) داستان (5) متن ترانه ها (1) |
| ماهنامه |
|
مهر 1387 (1) مرداد 1387 (2) اردیبهشت 1387 (2) فروردین 1387 (1) بهمن 1386 (2) آذر 1386 (2) مهر 1386 (1) شهریور 1386 (2) مرداد 1386 (4) تیر 1386 (4) فروردین 1386 (2) اسفند 1385 (1) بهمن 1385 (1) شهریور 1385 (8) مرداد 1385 (10) تیر 1385 (8) فروردین 1385 (4) بهمن 1384 (4) دی 1384 (1) مهر 1384 (10) |
| صفحات |
| جستجو |
| چند نفر به من سر زدند .. |
|
بازدید های امروز : بازدید های دیروز : كل بازدید ها : كل نظر ها : كل مطالب : |
باور...

مرا اینگونه باور کن
...
کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته...
خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟!
نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟
که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟
مرا اینگونه باور کن....
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -
جرم
دیدی غزلی سرود ؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود .
افتاد. شکست . زیر باران پوسید .
آدم که نکشته بود
عاشق شده بود .
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 17 مرداد 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ
دلم تنگ است
دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

دیگر برای اینکه گریه نکنم
هیچ بهانه ای ندارم
گریه گاهی رمز تدبیر اشتباهات است.
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 29 اردیبهشت 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ

کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگین نمی بستیم که وسط راه آنرا به زمین
بیاندازیم وراه را بدون آن ادامه بدهیم
زندگی بدون عشق اینقدرخالیست که بعضی مواقع حتی زودتر از سکوت
می شکند
وتو ای کاش مرا می فهمیدی
اماحالا که می روی قرارمیان ماهیچ ؛ ولی بگو به چه بهانه می روی
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:05 ق.ظ

نمی خواهی معشوق مرا بشناسی؟!
معشوق من آن بالاست، ستاره ای که هر شب دیوانه تر از پیشم می کند.
ستاره ای که با هر نگاهش با من عشق بازی می کند،
خوب گوش کن.
معشوق من همان ستاره سهیلی است که یک شب از آسمان دلم رد شد!
نفهمیدم چه شد، ولی مهرش به دلم نشست .
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ،
نه تو را پس بدهم
تو مرا گرفته ای یا من تورا،
نمی دانم
ولی می دانم عاشق همیم .
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

گاهی وقتهاچقدر ساده عروسک می شویم ؛ نه لبخند می زنیم نه شکایت می
کنیم ؛ فقط احمقانه سکوت می کنیم....
ویرایش شده در تاریخ جمعه 5 بهمن 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ

شاید آن روز كه سهراب نوشت :
(( تا شقایق هست زندگی باید كرد ))
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت :
هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچك و یاس زندگی اجباریست......
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

وقتی برگهای پاییزی رو زیر پاهات له می کنی
یادت باشه همون برگها یه روزی بهت نفس می دادن...
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -
زندگی
بر صندلی موریانه زده زندگی نشسته ام
و حساب می کنم...
ساعت ۸ خندیده ام ....
ساعت ۸ گریسته ام ....
و
ساعت ۸ خوابیده ام !
و روی تاریخ عمر٫ امروز را خط می زنم !
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 11:09 ق.ظ

به من میگفت: آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم
باورم نمیشد...فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم، بمیر...!
سالهاست که در تنهایی پژمرده ام، کاش امتحانش نمیکردم!!
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 08:09 ق.ظ

آری دیگر نشان من در تفكر تو مرده است
دیگر مرا در غسالخانه عشقت شستشویم داده و در گورخود خواهی هایت
به خاكم سپرده ایی و اكنون سرشكسته از فردایی كه ساخته بودم
و ناكام از رویاهای درازم
غرورم را به زیر پایت می افكنم تا باز هم تو را داشته باشم .
اما دیگر می دانم:
دیگر من نیستم
دیگر تو نیستی
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 08:09 ق.ظ

هیچ یك ازما انسانها نمی دانیم فرشته ای هم روی زمین است
چه پسرچه دختر، بال اش را از دست داده است،چون باورش نداریم
اگر باوركنیم با او پرواز میكنیم .
من منتظر فرشته ام هستم،چون باور دارم می آید...
منتظرش می مانم تا ابد تا آخرت جاودان.....
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

من نشانی از تو ندارم
اما نشانی ام را برای تو می نویسم
در عصرهای انتظار به حوالی بی كسی قدم بگذار
خیابان غربت را پیدا كن و
وارد كوچه پس كوچه های تنهایی شو
كلبه غریبی ام را پیدا كن
كنار بید مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهای رنگی ام
در كلبه را باز كن
به سراغ بغض خیس پنجره برو
حریر غمش را كنار بزن
مرا خواهی دید....
با بغضی كویری كه غرق عصاره انتظار است
نشسته ام پشت دیوار دردهایم.....
ویرایش شده در تاریخ شنبه 20 مرداد 1386 و ساعت 06:08 ق.ظ

دلم همچو آسمان،پرازابرهای بارانیست،
ای کاش دلم امشب بگرید،شایدکه بغض عشق در چشمانم بشکند...
هرشب از فریاد من بیداره خلق اما چه
سودآنکه باید بشنود بیدار نیست .
ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 10 مرداد 1386 و ساعت 06:08 ق.ظ

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!
میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...
دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟
ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ...
وسعت عشق من به تو هم یکیه ...
پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوستت دارم...
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 4 مرداد 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ